close
تبلیغات در اینترنت

تقویم شمسی


حسینگروپ از نام خلیج فارس دفاع می کند

کاشـکی می شد ...
جمعه 23 آذر 1397

صفحه رسمی حسینگروپ در اینستاگرام
                                                    

علماء کالا

بنرهای حسینگروپ

بنرهای حسینگروپ

بنرهای حسینگروپ


 اینجا محل تبلیغات شماست چاپ این صفحه

عنوان پاسخ بازدید توسط
نمونه کارهای اچ تو 2 1704 aminmoin

به حسینگروپ ،برترین وبگاه عاشقان خوش آمدید.........اگر هنوز در حسینگروپ عضو نشده اید میتوانید از قسمت عضویت سریع با صرف کمترین زمان عضو حسینگروپ شوید و از امکانات سایت استفاده کنید...........اینجا بهترین مکان برای تبلیغات شما در حسینگروپ است ........ شما می توانید شارژ تلفن همراه خود را به راحتی از حسینگروپ تهیه فرمائید.... برای درج تبلیغ خود در قسمت های مختلف حسینگروپ با قیمت هایی اندک در پست ها پیام بگذارید ....... بازدید کننده گرامی بهترین مرورگر برای استفاده از امکانات سایت،مرورگر فایرفاکس می باشد ..... شما می توانید آخرین نسخه این مرورگر را از لینک موجود در پائین صفحه سایت بگیرید ...... جهت حمایت مالی از سایت،از فروشگاه کارت شارژ حسینگروپ خرید کنید


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

 کاش می شد که کسی می آمد
این دل خسته ی ما را می برد
چشم ما را می شست
راز لبخند به لب می آموخت
کاش می شد دل دیوار پر از پنجره بود
و قفس ها همه خالی بودند
آسمان آبی بود
و نسیم روی آرامش اندیشه ی ما می رقصید
کاش می شد که غم و دلتنگی
راه این خانه ی ما گم می کرد
و دل از هر چه سیاهی ست رها می کردیم
و سکوت جای خود را به هم آوائی ما می بخشید
و کمی مهربان تر بودیم
کاش می شد دشنام، جای خود را به سلامی می داد
گل لبخند به مهمانی لب می بردیم
بذر امید به دشت دل هم
کسی از جنس محبت غزلی را می خواند
و به یلدای زمستانی و تنهائی هم
یک بغل عاطفه گرم به مهمانی دل می بردیم
کاش می فهمیدیم
قدر این لحظه که در دوری هم می راندیم
کاش می دانستیم راز این رود حیات
که به سرچشمه نمی گردد باز
کاش می شد مزه خوبی را
می چشاندیم به کام دلمان
کاش ما تجربه ای می کردیم
شستن اشک از چشم
بردن غم از دل
همدلی کردن را
کاش می شد که کسی می آمد
باور تیره ی ما را می شست
و به ما می فهماند
دل ما منزل تاریکی نیست
اخم بر چهره بسی نازیباست
بهترین واژه همان لبخند است
که ز لبهای همه دور شده ست
کاش می شد که به انگشت نخی می بستیم
تا فراموش نگردد که هنوز انسانیم
قبل از آنی که کسی سر برسد
ما نگاهی به دل خسته ی خود می کردیم
شاید این قفل به دست خود ما باز شود
پیش از آنی که به پیمانه ی دل باده کنند
همگی زنگ پیمانه ی دل می شستیم
کاش در باور هر روزه مان
جای تردید نمایان می شد
و سوالی که چرا سنگ شدیم
و چرا خاطر دریایی مان خشکیده ست؟
کاش می شد که شعار
جای خود را به شعوری می داد
تا چراغی گردد دست اندیشه مان
کاش می شد که کمی آینه پیدا می شد
تا ببینیم در آن صورت خسته این انسان را
شبح تار امانت داران
کاش پیدا می شد
دست گرمی که تکانی بدهد
تا که بیدار شود، خاطر آن پیمان
و کسی می آمد و به ما می فهماند
از خدا دور شدیم
کاشکی ، واژه درد آور این دوران است
کاشکی ، جامه مندرس امیدی است
که تن حسرت خود پوشاندیم
کاش می شد که کمی
لااقل ، قدر وزن پر یک شاپرکی
ما ، مسلمان بودیم ...

شعر از : کیوان شاهبداغی

به این مطلب حسینگروپ امتیاز بدهید :


نمایش این کد فقط در ادامه مطلب

تاریخ : چهارشنبه 17 مهر 1392 | نظرات ()بازدید : 330

گذاشتن مطلب در حسینگروپ تاریخ : یکشنبه 09 مهر 1391
چیزهای جالبی که جنس مخالف را مثل آهنربا جذب می کند تاریخ : جمعه 11 آبان 1397
۱۱ مورد از زیباترین جاده‌های اروپا تاریخ : پنجشنبه 02 شهریور 1396
دانلود آهنگ تاریخ : شنبه 26 فروردین 1396
قانون جاذبه را به بازی گرفته ای تاریخ : یکشنبه 31 مرداد 1395
عاشقانه ترین عکس سال !! تاریخ : یکشنبه 31 مرداد 1395
❤❤❤❤❤حرفهایم ❤❤❤❤❤ تاریخ : یکشنبه 31 مرداد 1395
عکس نوشته های شاعرانه و زیبا تاریخ : چهارشنبه 27 مرداد 1395
مرا دوست بدار! تاریخ : شنبه 09 مرداد 1395
امروز لوح سفید دیگریست تاریخ : جمعه 21 خرداد 1395


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی


بنرهای حسینگروپ


 اینجا محل تبلیغات شماست


جهت مشاوره و طراحی قالب از ارتباط با ما پیام بگذارید